امشبدوبارهچشممناز گريهخالياست
اينهمنشانديگرياز خشكسالياست
آهيز دلبرآمدهبايد وليچهسود
اينبيشهمدتيستكهاز شير خالياست
ديريستچشمساغر منپر نميشود
از دستآنكهجامنگاهشزلالياست
چيزينماندهاز تو مگر سايهايز هيچ
اينطرحسايههمبهگمانمخيالياست
حيفاز شتابعمر كهدر خوابخوشگذشت
اينكشروعموسمافسردهحالياست
غير از دلرميدهمننيستدر جهان
آنكودكيكهدر خور اينگوشمالياست
امشببداناميد نشستمكنار خويش
تا بنگرمكهذوقسخندر چهحالياست
گفتمبنا كنمغزليرا كهدوستان
فردا ولو دروغ، بگويند «عالياست»
اما دوبارهنقشمرا ميزند بر آب
تصوير دختريكهبر ايننقشقالياست
حقدارد آنكهخردهبگيرد بهمنولي
باور كنيد نصفغزلارتجالياست