اينجا هوا برايشكوفا شدنكماست
اينخندهنيستبر لبگل، بغضمبهماست
دستياز آستينرفاقتدر آمدهاست
باز ايرفيقمن، نكند مار ارقماست
از آندميكهمهر محبتغروبكرد
اوقاتمانهميشهبهرنگمحرّماست
خشكيدهاستنخلمحبتدر اينكوير
بر شاخههايمردهفقطميوهيغماست
شيخاجلاگر چهبنابر صفايخويش
گفتا «رفيقبر همهچيزيمقدماست»
اما در اينغروبغريبيمرا كجاست
غير از شبسياهرفيقيكهمحرماست
منميرومكهپر بكشمدر هوايمهر
جاييكهشور و عشقو محبتفراهماست