بيتو هوايخانهنفسگير ميشود
آيينههمبهرسمِ خودشپير ميشود
چشمتو را كهدور ببيند ز هر طرف
سيلسياهفتنهسرازير ميشود
در آتشِ بدونِ تو بودنچهتند و تلخ
تهماندههايحوصلهتبخير ميشود
كابوسهايوحشتدورانكودكي
كمكمبهرنگتوطئهتعبير ميشود
لبخند تو كهميوزد از پشتكاجپير
شاممبهرنگصبحاساطير ميشود
امشبشمردنيستنفسهايمنبيا
فردا برايزندهشدندير ميشود
يكبار ديگر از طرفشبطلوعكن
هستيبهپيشپايتو تكثير ميشود