Hasan Li.ir

صفحه اصلی  ::  تماس با من  ::  English

  

زخم‌كهنه‌ 


آمد نشست‌خنده‌كنان‌روبه‌روي‌من‌
واشد هزار پنجره‌بر گفت‌وگوي‌من‌

گفتم‌من‌از... ؛ بريد كلام‌مرا و رفت‌
ديدم‌نهاده‌آينه‌اي‌روبه‌روي‌من‌
آيينه‌اي‌درست‌شبيه‌جواني‌ام‌
آيينه‌اي‌به‌رنگ‌همان‌آرزوي‌من‌

بغضي‌دويد و آمد از آن‌سوي‌قرن‌ها
تركيد مثل‌حادثه‌اي‌در گلوي‌من‌

آن‌زخم‌كهنه‌نو شد و باران‌گرفت‌باز
پر شد سكوت‌آينه‌از هاي‌و هوي‌من‌

گفتم‌در اين‌غريب‌كده‌هيچ‌دشمني‌
بازي‌نكرد اين‌همه‌با آبروي‌من‌

تلخ‌و بلند و مسخره‌خنديد و بازگشت‌
گم‌شد دوباره‌در قدمش‌جست‌وجوي‌من‌

گفتم‌هنوز ساده‌دلي‌مثل‌كودكي‌
پنهان‌شده‌است‌پشت‌همين‌خلق‌و خوي‌من‌

بيرون‌خزيد از آينه‌شخصي‌شبيه‌درد
پرتاب‌كرد شعله‌ي‌سرخي‌به‌سوي‌من‌
 

 

 

Hasan Li.ir

Copy Right 2007 © Hasanli.ir  | All Right Reserved                Design By Azar Negar Shargh Co.